رف خود می‌باشد تا از نتایج مادی و معنوی آنچه تولید می‌کند بهره‌مند گردد.
گرچه بزرگ‌ترین دست آورد پدیدآورنده‌ی اثر ادبی، هنری، و علمی رضایت خاطر ناشی از خلاقیت و تحسین دیگران است، این سبب نمی‌گردد که نویسندگان و پدیدآورندگان نخواهند که مانند بقیه صاحبان حرف از منافع مادی و آنچه تولید کرده‌اند محروم بمانند و بهره‌مند نشوند.
حقیقت این است که آنچه پدیدآورنده تولید می‌کند، به محض بر زبان رانده شدن یا چاپ شدن در اختیار دیگران قرار می گرد و او تسلطی بر جریان امور مالی و درآمدها نخواهد داشت و دیگران به راحتی می‌توانند مالک تولیدات او شوند. اما از طرف دیگر، آنچه او تولید می‌کند برای دیگران بسیار لذت بخش است و زمینه‌ی این امر وجود دارد که عده‌ای بخواهند کسب ان لذت معنوی، بهای مادی‌اش را بپردازند.
بنابراین جامعه مسئولیت حمایت از پدیدآورنده را بر عهده می‌گیرد و به او اختیار می‌دهد تا از حاصل خلاقیتش بهره برداری نمیاید.
به این ترتیب فلسفه‌ی تدوین و وضع قانون حمایت از پدیدآورندگان اثر_ که ابتدا از نویسندگان شروع شده و به هنرمندان و اندیشمندان و دانشمندان و مخترعان گسترش یافت _ به خوبی روشن می‌گردد.
از طرفی اجتماع در حمایت از پدیدآورندگان اثر، به فرهنگ خود غنا می‌بخشد و زمینه را برای ظهور انسان‌های خلاق دیگر فراهم می‌کند. به این ترتیب جامعه به هنگام حمایت از پدیدآورندگان، خود منتفع و بهره‌مند می‌شود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

درست به همین دلایل است که برخی کشورها و حکومت‌های محلی به آرامی و در طول تاریخ به تدوین و وضع قوانین حقوق پدیدآورندگان پرداختند. اما تا پیش از اختراع دستگاه چاپ این حمایت‌ها هنوز شکل قانون به خود نگرفته بود، و هر حاکم یا درباری، به هر ترتیب و هر میزان که مایل بود، از اتباع دانشمند و متفکران تحت حکومتش حمایت و یا از آنها حمایت می‌کرد.
ب) دوران پس از اختراع دستگاه چاپ
گوتنبرگ نخستین کتاب چاپی خود را در 1451 در شهر منتز به چاپ رساند. در 1465 دو آلمانی در نزدیکی رم چاپ کتاب با دستگاه چاپ را آغاز کردند. آنها در 1467 به رم نقل مکان کردند. در 1469 جان اسپیرایی چاپ کتاب را در ونیز آغاز کرد. نخستین دستگاه چاپ در 1469 در فرانسه شروع به کار کرد. کاکستون نیز در 1474 نخستین نشر چاپی را در انگلستان راه اندازی کرد.
در ابتدای ظهور دستگاههای چاپ و صنعت نشر، مالک دستگاه چاپ خود ناشر نیز بود. نخستین کتابهایی که در آن زمان در اروپا چاپ شدند انجیل و کتابهای دعا بودند. اما در 1465( یعنی حدود 15 سال پیش از چاپ نخستین کتاب ) نشر فاست و شوفر کتاب دیوان، نوشته‌ی سیسرو را به چاپ رساند. این کتاب اثر هنری – ادبی بود.
با این حال ویراستاری آثار نویسندگان کلاسیک، تطبیق متون، و بازنگری آنها نیازمند دانش و تخصص بود. گاهی مالک دستگاه چاپ _ ناشر، خود دانش کافی برای این کار را داشت و خود متن را آماده می‌کرد، اما گاهی او از اطلاعات و دانش کافی برای این کار را داشت و خود متن را آماده می‌کرد، اما گاهی او از اطلاعات و دانش کافی برای این کار را داشت و خود متن را آماده می‌کرد، اما گاهی از اطلاعات و دانش کافی برای انجام دادن چنین مهمی بی بهره بود و مجبور می‌شد ادبا و دانشمندان و متخصصان را برای آماده سازی متون کلاسیک استخدام کند و به آنها پول بپردازد. اما ناشر کتاب سیسرو مردی اهل علم و دانش بود و خود این کار را انجام داد. به عبارت بهتر، او چاپخانه دار _ ناشر_ نویسنده بود.
زمانی که ناشر پس از تحمل زحمات و هزینه‌های زیاد کتابی کلاسیک را چاپ می‌کرد و پس از مدت کوتاهی می‌دید که چاپخانه‌ی دیگری همان کتاب را با قیمتی به مراتب کمتر به بازاتر عرضه کرده است، طبیعی بود که ناراحت و خشمگین گردد. علت پایین بودن قیمت تولیدات ناشر دوم این بود که هیچ هزینه‌ای برای تصحیح و ویراستاری متن پرداخت نمی‌کرد، در نتیجه قیمت تمام شده کمتر می‌شد.
نکته‌ی اساسی و قابل توجه این است که نخستین کسی که به وضع قوانین حقوق پدیدآورنده نیاز پیدا کرد، همان چاپخانه‌دار- ناشر- نویسنده‌ای بود که مالک چاپخانه و نشر فاست و شوفر بود. جان اسپیرایی نزد دولت جمهوری ونیز شکایت برد و در 1469 سنای ونیز حقوق انحصاری چاپ و نشر کتاب‌های سیسرو و پلینی را به مدت پنج سال به او واگذار کرد.
به این ترتیب برای نخستین بار دولتی با وضع قانون، از حقوق یک پدیدآورنده حمایت کرد. این حمایت فقط برای دو کتاب و برای مدتی محدود، یعنی پنج سال معتبر بود و فقط در درون مرزهای همان جمهوری اعتبار داشت، اما به هر حال زمینه ی مناسبی را فراهم آورد تا چند قرن بعد، قوانین حمایتی بیشتری تدوین گردد.
همزمان با نگرش طبقه حاکم در کشورهای اروپایی همچون انگلستان که ماشین چاپ را یک اهرم سیاسی و اجتماعی نیرومند می‏شمردند و به آن توانایی تهدید قدرتهای خودکامه حکومتی را می‏بخشیدند.بهره‏مندی مقامات حکومتی از امتیاز انتشار آثار به‏عنوان اهرمی برای کنترل و سانسور تولیدات چاپخانه‏ها و سلب آزادی بیان آغاز شد، چنانکه از سالهای پایانی سده پانزدهم تا آغاز سده هجدهم نمونه‏های فراوانانی از صدور فرامین و قوانین سلطنتی گوناگون برای اعطای امتیاز چاپ دیده می‏شود.در سده هفدهم در پرتو اندیشه‏های آزادی‏بخش فیلسوف انگلیسی”جان لاک”و همفکران او، با ظهور اندیشه‏های فردگرایی و جایگزینی نظام پارلمانی به جای سلطنت مطلقه، محدودیتهای تحمیلی بر چاپخانه‏ها، رفته‏رفته کاهش یافت و کتابفروشان و ناشرین با توسل به نظریه مالکیت معنوی آغاز به دفاع از حقوق خویش کردند.11
قانون آن (the state of anne)که در 1710 حمایت بین المللی از حقوق مؤلّف به شکل‏گیری میثاقها و موافقتنامه‏هایی همچون میثاق برن، موافقتنامه تریپز، میثاق رم و دیگر میثاقهای بین المللی در زمینه حقوق مربوط به کپی رایت و نیز کنوانسیون تأسیس سازمان جهانی مالکیّت معنوی انجامیده است.در همان حال، مقررات ملی نیز به تدوین قوانینی در این مورد در داخل هر کشور و برای حفظ
حقوق مؤلّف می‏پردازد.
صاحبان آثار ادبی و هنری شاهد پیدایش فرصتهایی هستند که امکان بهره‏برداری بی‏اجازه از آثار آنان را در سطح وسیع پدید می‏آورد.این افراد برای تأمین حقوق خود درپی گونه‏های تازه حمایت قانونی از آثار خویشند و در این میان، قانون کپی‏رایت به‏عنوان سنگ زیربنای نشر و چارچوبی حقوقی برای رشد و توسعه آثار ادبی و هنری، نقش مهمی در جهان پیچیده ارتباطات مدرن بازی می‏کند.
اما اولین قوانین با پیشرفت صنعت چاپ و حمایت از مولفان در برابر نسخ غیر مجاز وضع گردید. اولین قانون مربوط به حق مولف در دنیا “قانون آن” 1710 ( (the statute of Anneمیلادی توسط پارلمان انگلیس وضع گردید شناخته میشود .برپایه این قانون با گذشت مدت زمان مشخصی، امتیاز واگذار شده به ناشر برای نشر و توزیع نسخه‏های آثار، به نویسنده آن منتقل می‏شد و او حق داشت که امتیاز نشر را به ناشر دیگری واگذار کند. ثبت نکردن کتاب (در کتابخانه ملی) جلوی اقدام برای دریافت خسارت از نقض‏کننده حق را می‏گرفت اما حق مولف را بی‏اعتبار نمی‏کرد.این قانون برای افزایش رقابت در کسب‏وکار نشر از راه محدود کردن انحصارات، موثر واقع شد و به مولف حق صدور جواز نسخه‏برداری می‏داد.12
برخورداری از حمایتهای “قانون آن” نیازمند برخی تشریفات بود از جمله ثبت آثار نویسنده به نام خود به ودیعه گذاشتن 9 نسخه از اثر منتشر شده در دانشگاهها و کتابخانه‏ها.بااین‏حال، از آنجا که این قانون تنها کتاب را دربرمی‏گرفت و از دیگر آثار چاپی همچون گراوها و مصنوعات هنری حمایت نمی‏کرد، اقدامات جمعی از هنرمندان به تصویب”قانون کلیشه‏سازان”در سال 1735 انجامید و درپی آن حقوق مولف به دیگر کشورها گسترش پیداکرد.دانمارک درسال 1741 با فرمانی از سوی پادشاه آن کشور، ایالات متحده آمریکا در سال 1790 در نخستین قانون فدرال خود، فرانسه در سالهای 1791 و 1783 با تدوین دو مصوبه درباره حمایت از مولفان و آثار ادبی و هنری، المان کشوری که صنعت چاپ از آنجا آغاز شده بود نخست با تنظیم مقرراتی در مورد توافقهای مربوط به نشر و در میانه سد