ی برند و شایعترین علت آن را درگیری ژن گلوکوکیناز20 عنوان می کنند (50).
1-2-اپیدمیولوژی، ژنتیک و پاتوژنز
به دلیل ارتباط اپیدمیولوژی، ژنتیک و پاتوژنز با یکدیگر و دیابت، طی سالهای گذشته، به این فاکتورها توجه بیشتری شده است. این فاکتورها در ایجاد دیابت رابطه تنگاتنگی دارند و به نظر می رسد که نقش عوامل ژنتیکی در بروز فاکتورهای دیگر مهمتر می باشد (99).
1-2-1- اپیدمیولوژی
طی دو هفته گذشته، میزان وقوع دیابت شیرین افزایش یافته است. در حال حاضر در آمریکا تعداد مبتلایان، 14 میلیون نفر می باشند که نمی تواند کاملاً واقعی باشد زیرا 50 درصد افراد مبتلا به NIDDM ناشناخته هستند و در حقیقت زمانی که بیماری آنها تشخیص داده می شود حدود 7-5 سال از بیماری گذشته است (56). تنوع جغرافیایی یکی از عوامل دخیل در بروز دیابت می باشد مثلاً در کشورهای اسکاندیناوی مثل فنلاند افراد مبتلا بیشتر از دیابت نوعI هستند ولی در حاشیه اقیانوس آرام، دیابت نوع IDDM را کمتر می بینیم. دلیل افزایش دیابت نوعI، می تواند به علت فزونی شیوع آللهای پرخطر HLA در میان گروه های قومی مختلف باشد (99).
هر ساله در آمریکا حدود 000/800 نفر به دیابت شیرین مبتلا می شوند که بیشتر از دیابت نوع II
می باشد ولی از لحاظ جنسی، در زنان و مردان شیوع آنها برابر است ولی در افراد بالای 60 سال در مردان شیوع بیشتری پیدا می کند (26). در سال 1998 حدود 16 میلیون نفر در آمریکا، معیارهای تشخیص دیابت را داشته اند که رقم فوق، هر ساله به آن اضافه می شود اما تفاوتهایی وجود دارد که دلیل یا دلایل آن به درستی مشخص نشده است. مثلاً میزان وقوع بیماری دیابت در نژادهای آفریقایی- آمریکایی و بومیان آمریکا دو برابر سفیدپوستان غیراسپانیایی است ولی سن شروع دیابت غیروابسته به انسولین در افراد غیراسپانیولی پایین تر است یا دیابت نوع IB که ایدیوپاتیک21 می باشد، بیشتر در نژادهای آمریکایی – آفریقایی و آسیایی دیده می شود. در حال حاضر در اروپای شرقی، شیوع دیابت وابسته به انسولین بیشتر شده است. ژاپنی ها 1%، سیاه پوستان 2%-1 و سرخ پوستان 1%-5/0 به این بیماری دچار می شوند و گفته می شود که غذای مصرفی و تنوع آن می تواند در بروز این تفاوت ها دخیل باشد(99).
میزان شیوع این بیماری در ایران %8-5 گزارش شده است (21). انجمن داروسازان خراسان در سال 1376 تعداد مبتلایان را حدود 2/1 میلیون نفر تخمین زده اند. در ایران پییشینه خانوادگی در ایجاد دیابت نوع II بسیار قوی می باشد که شاید دلیل این امر ازدواجهای درون قومی و فامیلی باشد. همچنین آغاز بیماری در ایران کند بوده و دلیل واضح آن تعداد مبتلایان دیابت نوعII می باشد که درصد بیشتری از افراد را درگیر می کند (21).
1-2-2- پاتوژنز و ژنتیک:
دیابت نوع I به دلیل اثرات متقابل عوامل ژنتیکی، محیطی و ایمونولوژیکی می باشد. افراد مستعد به ابتلاء به دیابت در بدو تولد، اگر چه دارای سلول های بتای طبیعی هستند ولی به تدریج تخریب در این سلول ها رخ می دهد و به شکل پیش رونده ای میزان انسولین مترشحه کم می شود ولی تحمل گلوکز در آنها طبیعی باقی می ماند تا اینکه تخریب سلول های بتا به 80 درصد برسد که در این صورت مقدار انسولین ترشحی جوابگوی تحمل گلوکز نخواهد بود (81). از نظر ژنتیکی، دوقلوه های همسان برای ابتلا به دیابت با یکدیگر اختلاف دارند که نشان می دهد عوامل مهم دیگری به غیر از ژنتیک، در ایجاد بیماری دخیل باشند. گفته می شود که مولکول های DR4 و DR3 سیستم HLA در بروز دیابت نوعI ، نقش مهمی در شناخت و پاتوژنز بیماری دارند (7). 95-90 درصد افراد مبتلا، اینها پلوتیپ ها را دارند و به همین جهت به این ژنها، ژنهای دیابت زا22 می گویند (164). افرادی که DR4 و DR3 را با هم دارند، به طور میانگین، 2/19 درصد ریسک بالاتری برای ابتلا به بیماری دارند و وجود یک هاپلوتیپ یا نداشتن آنها به ترتیب این ریسک را حدود 7/4 و 8/1 درصد نشان می دهد (7). در NIDDM استعداد ژنتیکی و سابقه خانوادگی مهم می باشند و این همزمانی در دوقلو های همسان نزدیک به 100 درصد می رسد ولی در IDDM حدود 50-30 درصد گزارش شده است(99).
بیماری دیابت شیرین وابسته به انسولین دارای دو زیر گروه IB,IA است که در نوع IA نشانگرهای ایمونولوژیکی یافت شده اند و تخریب سلول های بتا بوسیله آنتی بادی ها رخ داده است (56). این آنتی بادی های ضد سلول جزیره ای در 95-60 درصد افراد مبتلا تشخیص داده شده و یکی از شاخصهای مهم برای تشخیص و پیش بینی ابتلاء به دیابت می باشند. اگر چه این آنتی بادی ها در طی پنج سال بعد از تثبیت بیماری از بین می روند (164). در نوع IB که بیشتر در نژادهای آمریکایی – آفریقایی دیده می شود، نشانگرهای ایمونولوژیکی وجود ندارند و مکانیسم آن به درستی مشخص نیست اگر چه کاهش انسولین و حالت کتوزی در آنها دیده می شود(56).
یکی از نقاط شایع پاتوژنز، مقاومت به انسولین می باشد و گمان می رود که مکانیسم آن، نقص انتقال پیام از طریق فسفاتیدیل اینوزیتول-323 (PI3) باشد. این نقص باعث کاهش جابجایی 24 GLUT4 به غشاء پلاسمایی می شود ولی نکته جالب توجه این است که تمام مسیرهای انتقال پیام از طریق انسولین به اثرات آن مقاوم نیستند مثل مسیرهای که ریشه و تمیاز سلولی را کنترل می کنند و بالا رفتن ترشح انسولین ممکن است سبب افزایش اثرات انسولین در این مسیرها گردد(99). براساس نظریه جدید دیگر، افزایش سطح اسیدهای چرب که یکی از ویژگی های چاقی می باشد، می تواند باعث مختل شدن مصرف گلوکز در عضله اسکلتی و اختلال عملکرد سلول های پانکراس و پیشبرد تولید گلوکز توسط کبد شود، که در پاتوژنز دیابت نوع II نقش دارند (50).
همانطور که گفته شد آنتی بادی های ضد سلول جزیره ای به ?- cell antigen متصل می شوند. اتو آنتی ژن ?-cell، گلوتامیک اسید دکربوکسیلاز25 می باشد و سنتز GABA را کاتالیز می کند و دو ایزوفرم دارد. این ایزوفرم ها هومولوگی از پیتیدی در کوکساکی ویروس26 هستند که باعث دیابت نوع I