ه مراتب اهمیت زیاد داده میشود. بنابراین کارکنان بانک باید طبق قوانین با مشتریان به شیوه محترمانه برخودد کنند.
5-3- نتیجهگیری
امرزه اکثر سازمانها و افراد، هوش را مزیتی رقابتی و قابلیت استراتژیک میدانند. در محیط و بازار جهانی، هوش اهرم مورد نیاز رهبران و مدیران تلقی میشود. سازمانها و مدیرانی که ارزش استراتژیک هوش را درک کنند، میتوانند از تفاوتها و تنوعها برای ایجاد مزیت رقابتی و برتری در بازار جهانی استفاده کنند. از این رو افراد دارای هوش بالا در کسب و کار، قادرند اثر قابل توجهی بر راهبردهای مدیریتی، بازاریابی و توسعه محصول برای گروههای مشتریان در کشورهای مختلف داشته باشند. این افراد جزو داراییهای ارزشمند سازمان هستند و به خصوص در زمان بحران ارزش خود را بیشتر نمایان میسازند. بدیهی است هر سازمان برای نیل به اهدافش نیاز به افرادی هوشمند و توانایی دارد که با استفاده از انواع هوشهای چندگانه خود، ضمن بسیج امکانات، سازمان را به سوی هدف مشخص و معین هدایت کنند. با توجه به اهمیت هوش، خصوصاً هوش چندگانه برای مدیران و کارکنان سازمانها در ایجاد تفکر خلاق، کشف الگوها، تحلیل مشکلات و تاثیرات مستقیم و مثبت این هوش بر عملکرد کارکنان، ضرورت آشنایی آنان با این مفهوم را بیش از بیش میطلبد (رحیمی، نوروزی و سریعالقلم، 1391).
از طرفی، با توجه به اینکه جهان امروز به سرعت درحال تغییر است، افزایش فشار بازار و سطح بالاتری از رقابت های سازمانی، سازمانها را در راستای حداکثر سازی اثربخشی و کارایی با بهرهگیری از همه طرق، وسایل و ابزارهای ممکن تهیج خواهد کرد. بنابراین در محیط پرتلاطم و رقابتی امروز، سازمانهایی در عرصه رقابت موفقتر خواهند بود که در برآوردن نیازها و خواسته‌های مشتریان گوی سبقت را از سایر رقبای بازار بربایند؛ به تعبیری رضایت مشتری را جلب نمایند. همچنین شناخت فرهنگ سازمانی حاکم در سازمان راهکاری مناسب برای مدیران سازمان ارائه و دست اندرکاران را در مورد اهداف سازمان یاری میبخشد تا برنامههای آینده خود را با پیش درآمدی سنجیدهتر سازمان دهند. مدیریت سازمان نمی تواند بدون شناخت افراد و فرهنگ آنها و فرهنگ سازمانی در سازمان تحول مثبت ایجاد نماید، مگر آنکه فرهنگ حاکم بر محیط سازمان را مورد بررسی قرار داده و به چگونگی فرهنگ محیط دست یابد و فرهنگ سازمان را بشناسد تا بتواند تغییر و تحولی اساسی و کارا در عملکرد کارکنان بوجود آورد (رضائیان، 1389).
بانک رفاه کارگران به عنوان یکی از بانکهای دولتی، در ارائه خدمات به مردم نقش بسیار مهمی دارد، طبعا اداره چنین سازمان بزرگی بدون توجه به جنبههای مختلف فرهنگ سازمانی امکان پذیر نمیباشد. بنابراین در این پژوهش ارتباط بین هوش چندگانه گاردنر با رضایت مشتری با تاکید بر نقش فرهنگ سازمانی در بانک رفاه کارگران استان مازندران مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان داد که در سازمانهای با فرهنگ (مشارکتی، کارآفرینی، ماموریتی و بورکراتیک) بین هوش چندگانه گاردنر با رضایت مشتری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این یافته با نتاج پژوهشهای محمودی کوچک سرایی (1392)، که به بررسی رابطه هوش هیجانی و سبکهای مدیریت تعارض با تاکید بر فرهنگ سازمانی در بانک ملی استان مازندران پرداخت؛ رحیمی، نوروزی و سریعالقلم (1391)، که به بررسی رابطه هوش چندگانه گاردنر مدیران با اثربخشی سازمانی شرکت گاز استان آذربایجان شرقی پرداختند؛ رنجبریان و براری (1388)، که به بررسی بازاریابی رابطهمند، رویکردی برای بهبود رضایت مشتری پرداختند؛ پرهیزگار و جاوید (1386)، که تاثیر هوشمندی رقابتی بر رضایت مشتری در بانک را مورد بررسی قرار دادند؛ ایلدیریم و بیرنسی (2013)، که به بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی بر عملکرد کسب و کار پرداختهاند و ویلسون و مجتبی (2010)، که رابطه هوشهای چندگانه را با رهبری مورد بررسی قرار دادند، در یک راستا قرار دارد. لذا بر برنامه ریزان، مسئولان و مدیران بانک رفاه کارگران فرض است که با برنامه ریزی های علمی و منسجم نسبت به شناسایی و نهادینه کردن فرهنگ سازمانی کارآمد و افزایش هوش چندگانه مدیران و کارکنان همت گمارند تا از این طریق موجب افزایش رضایت مشتری در بانک شوند.
5-4- محدودیتهای پژوهش
5-4-1- محدودیتهای تحت کنترل پژوهشگر
– محدود نمودن جامعه آماری به مدیران و کارکنان بانک رفاه کارگران استان مازندران.
– محدود کردن ابزار جمعآوری اطلاعات به پرسشنامه.
– محدودیت زمانی که به سال 1393 محدود بوده است.
– مدل فرهنگ سازمانی دفت که از بین مدلهای مختلف فرهنگ سازمانی انتخاب شد.
5-4-2- محدودیتهای خارج از کنترل پژوهشگر
– دقت پایین برخی از افراد در مطالعه سوالها و پاسخ دادن به آنها.
– همکاری ضعیف برخی از آزمودنیها به علتهای مختلف (نداشتن انگیزه، وقت نداشتن، بیحوصلی و بیتفاوتی).
– آگاهی پایین برخی از آزمودنیها از اهمیت و ضرورت پژوهش.
– کمبود منابع داخلی و خارجی که ارتباط مستقیم با موضوع پژوهش داشته باشند که این امر امکان مقایسه را دچار مشکل نموده است.
5-5- پیشنهادهای پژوهش
5-5-1- پیشنهادهای مبتنی بر نتایج پژوهش
– کارگاههای آموزشی، جهت آشنایی مدیران و کارکنان با ابعاد هوش چندگانه گاردنر برگزار شود تا سبب افزایش رضایت مشتری گردد.
– با برگزاری دورههای آموزشی، زمینه لازم جهت افزایش آگاهی مدیران و کارکنان نسبت به نقش هوش چندگانه گاردنر در ارتقای رضایت مشتری فراهم گردد.
– مدیران و کارکنان هوش چندگانه گاردنر را در خود تقویت نمایند.
– با توجه به اینکه در سازمانهای با فرهنگ سازمانی مختلف هوش کلامی و برون فردی بیشترین ارتباط را با رضایت مشتری دارا بود بنابراین پیشنهاد میشود که به این ابعاد از هوش در سازمان توجه بیشتری شود.
– تقویت هوش زبانی مدیران و کارکنان از طریق: شرکت در کنفرانسهای شغلی، بحثهای گروهی در حوزههای مربوط شغلی، یادداشت وقایع مهم شغلی و … .
– تقویت هوش برون فردی مدیران و کارکنان از طریق: ایجاد گروههای همکار، ارتباطات میان فردی، میانجیگری در درگیریها و … .
– تقویت هوش منطقی و ریاضی مدیران و کارکنان از طریق: نوشتن مسائل استدلال شغلی روی نوت بوک، پرسشهای سقراط گونه در مورد مسائل شغلی، طبقهبندی و ردهبندی اطلاعات و تمرین دلایل علمی.
– تقویت هوش درون فردی مدیران و کارکنان از طریق،: مطالعات فردی، شکار و تامل در مورد لحظههای عاطفی، آموزشهای فردی، کانونهای علاقه و رفتن به مکانهای خلوت برای مطالعه در مورد خود.
5-5-2- پیشنهاد به سایر پژوهشگران
– در پژوهشهای دیگر، سایر مدلهای فرهنگ سازمانی مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد.

  • 2