. وی ابتدا یک طبقه‌بندی از روش‌های MCDM ارائه نموده است و سپس تمایزات این روش‌ها را مبتنی بر اطلاعات ترجیحی، شناسایی کرده و یک نمودار مشخصات به صورت نمودار درختی جهت انتخاب مناسب‌ترین روش چند معیاره پیشنهاد کرده است. مک کریمون ظاهراً اولین کسی است که ضرورت انتخاب روش مناسب از بین روش‌های متعدد MCDM را تشخیص داده و راهکاری برای آن پیشنهاد نموده است[16،35].
هوانگ و یون[36] با ایده گرفتن از رویکرد مک کریمون، ابتدا یک طبقه‌بندی از روش‌های MADM به صورت شکل ‏2-1 ارائه نموده‌اند و سپس با استفاده از این طبقه‌بندی، یک قاعده انتخاب به صورت نمودار درختی برای انتخاب مناسب‌ترین روش پیشنهاد نموده‌اند که در شکل ‏2-2 نشان داده شده است. همانطور که در این شکل مشاهده می‌شود، پرسش‌هایی به صورت گام به گام طراحی شده است که کاربر می‌تواند با پاسخ دادن به این پرسش‌ها به روش(یا روش‌های) مناسب دست یابد.

شکل ‏2-1. طبقه‌بندی روش‌های MADM توسط هوانگ و یون[36]
شکل ‏2-2. قاعده انتخاب هوانگ و یون[36]
سن و یانگ[37] و همچنین لاریبی[38] نیز به طور مشابه نمودارهایی درختی جهت کمک به انتخاب مناسب‌ترین روش چندمعیاره ارائه نموده‌اند. تفاوت کارهای فوق از یک سو در تعیین معیارهای انتخاب، و از سوی دیگر در روش‌هایی می‌باشد که مدنظر قرار گرفته است.
* مزایا و معایب
از مزایای این رویکرد می‌توان به سادگی کار با آن، و همچنین ارائه یک طبقه‌بندی از روش‌های MCDM ؛ اشاره نمود[4]. از سوی دیگر فعالیت‌های انجام شده در این رویکرد دارای معایبی به شرح زیر می‌باشند[4،35]:
* عموماً روش‌های مورد استفاده خیلی محدود است.
* سوال‌ها و معیارهای انتخاب جامعیت نداشته و عموماً پیرامون داده‌های موردنیاز روش‌ها می‌باشد. همچنین این معیارها در برخی حالات به یک جواب منحصر بفرد ختم نمی‌گردد.
* در برخی از مواقع ممکن است تصمیم‌گیرنده، به هر دلیل اعم از عدم دانش کافی و یا تردید و ابهام، نتواند به برخی از این سوالات پاسخ روشن دهد. در این صورت انتخاب غیرممکن می‌گردد.
2-3-2 انتخاب به کمک یک روش تصمیم‌گیری چندمعیاره
در این رویکرد، ابتدا مجموعه‌ای از معیارها یا شاخص‌های انتخاب تعیین گردیده و سپس روش‌های تصمیم‌گیری موجود بر اساس این شاخص‌ها ارزیابی می‌شود. در نهایت بر اساس یک روش تصمیم‌گیری چندمعیاره، مناسب‌ترین روش انتخاب می‌گردد.
گِرشُن و داکستین[39]، انتخاب مناسب‌ترین روش MCDM را با استفاده از ارزیابی روش‌ها در مجموعه‌ای از شاخص‌ها که در یکی از چهار طبقه الزامی، غیر الزامی، وابسته به روش، و وابسته به کاربرد قرار می‌گیرند، پیشنهاد نموده‌اند. روش‌های مختلف با توجه به شرایط مسئله توسط این شاخص‌ها تا دستیابی به مناسب‌ترین روش، ارزیابی می‌گردند. آن‌ها در بررسی خود 18 روش تصمیم‌گیری چندمعیاره را منظور نموده‌اند و برای انتخاب مناسب‌ترین روش از برنامه‌ریزی سازشی استفاده کرده‌اند.
تِکله[40] نیز 49 شاخص‌ انتخاب روش را در چهار دسته طبقه‌بندی نموده است. این چهار دسته عبارتند از: شاخص‌های مرتبط با تصمیم‌گیرنده، شاخص‌های مرتبط با روش، شاخص‌های مرتبط با مسئله، و شاخص‌های مرتبط با جواب. وی یک مسئله تصمیم‌گیری در زمینه مدیریت منابع آبی را درنظر گرفته و 15 روش مختلف تصمیم‌گیری چندمعیاره، که آشنایی بیشتری با آن‌ها داشته است، را برگزیده است. پس از ارزیابی مسئله و روش‌ها در این شاخص‌ها، از برنامه‌ریزی ترکیبی24، که گسترش یافته برنامه‌ریزی سازشی می‌باشد، جهت انتخاب مناسب‌ترین روش بهره برده‌است. تکله و داکستین[41] نیز رویکردی مشابه را دنبال کرده‌اند. وینکه[42]، انتخاب مناسب‌ترین روش MCDM را در سه مرحله به صورت زیر پیشنهاد نموده است:
* مرحله1. با توجه به شرایط مسئله لیستی از ویژگی‌هایی که می‌بایست در مسئله درنظر گرفته شود، تهیه می‌گردد.
* مرحله2. روش‌های موجود با این هدف که کدام یک از ویژگی‌های موجود در لیست را پوشش می‌دهند، تحلیل می‌گردند.
* مرحله3. روشی که بر دیگر روش‌ها چیره گردد، انتخاب می‌گردد.
دیسان[43] نیز رویکردی مشابه جهت انتخاب مناسب‌ترین روش پیشنهاد نموده است. همچنین الشمری و همکاران[44] جهت انتخاب مناسبترین روش ، سه رویکرد مختلف استفاده شده توسط گرشن و داکستین[39]، تکله[40] و دیسان[43] را برای یک مسئله واقعی به صورت جداگانه به کار برده و نتایج آنها را تحلیل نمودهاند.
* مزایا و معایب
این رویکرد یک ساختار منطقی برای مسئله انتخاب مناسب‌ترین روش فراهم می‌آورد. مناسب بودن این رویکرد تا حد زیادی وابسته به جامعیت شاخص‌های انتخاب و همچنین دانش فرد تصمیم‌گیرنده، به منظور ارزیابی روش‌های مختلف در این شاخص‌ها، می‌باشد. زیرا دانش تصمیم‌گیرندگان در مورد روش‌های مختلف بر نتایج نهایی بسیار تاثیرگذار است. همچنین ارزیابی تک‌تک روش‌ها در شاخص‌های مختلف یک فعالیت بسیار زمان‌بر و احتمالاً خسته کننده برای تصمیم‌گیرنده خواهد بود[4]. ایراد دیگری که عموماً به این رویکرد گرفته می‌شود، مسئله ایجاد دور باطل است[45]. چرا که در استفاده از این رویکرد جهت انتخاب مناسب‌ترین روش، مجدداً این سوال مطرح خواهد شد که کدام روش MCDM برای حل مسئله انتخاب روش مناسب‌تر است.
2-3-3 انتخاب به کمک سیستم خبره
از اوایل دهه 90 میلادی، محققان مختلفی بکارگیری رویکرد سیستم خبره را جهت انتخاب مناسب‌ترین روش چندمعیاره، آغاز کردند. در این رویکرد عموماً مراحل زیر دیده می‌شود:
* تعیین شاخص‌های مرتبط با انتخاب روش.
* شناسایی فرضیات و نیازمندی‌های اطلاعاتی روش‌ها.
* ایجاد یک پایگاه دانش که در آن هر یک از روش‌ها به صورت مجموعه‌ای از قوانین بر اساس دو گام پیشین فرموله می‌شود.
* استفاده از یک سیستم پشتیبانی تصمیم25(DSS) جهت تعامل با کاربر و انتخاب مناسب‌ترین روش با توجه به قوانین پایگاه دانش.
اُزرنوی[35] ابتدا شاخص‌هایی را جهت انتخاب مناسب‌ترین روش، از سه منظر معرفی می‌نماید: شاخص‌های فرد تصمیم‌گیرنده، شاخص‌های مسئله تصمیم‌گیری، و شاخص‌های روش‌های MCDM . پس از تعیین شاخص‌ها، ازرنوی بیان می‌دارد که می‌بایست برای هریک از روش‌های موردنظر در پایگاه دانش MCDM ، اولاً فرضیات روش‌ها شناسایی شود، و ثانیاً نیازمندی‌های اطلاعاتی هر یک از آن‌ها مشخص شده و به صورت سوالاتی با تصمیم‌گیرنده مطرح شود. سپس بر این اساس باید مجموعه‌ای از قوانین انتخاب روش را برای هر یک از روش‌های موجود تولید نمود. اما وی فرضیات و نیازمندی‌های اطلاعاتی روش‌ها، و همچنین قوانین ایجاد شده در پایگاه دانش را تشریح نکرده، و تنها به بیان مثال‌هایی اکتفا نموده است. در انتهای این مقاله، وی با یک مثال کوچک، نحوه عملکرد سیستم خبره موردنظر خود را نمایش داده است.
پُه[46] یک سیستم راهنمای مبتنی بر دانش26 به منظور تسهیل فرآیند تصمیم‌گیری ارائه نموده است. این سیستم در سه سطح مختلف از آشنایی کاربران با روش‌های MADM طراحی شده که عبارت است از: مبتدی، متوسط، و با تجربه. در مقایسه با فعالیت اُزرنوی[35]، سیستم ارائه شده توسط پُه، صریحاً دربرگیرنده پایگاه دانشی است که کاربران را در انتخاب مناسب‌ترین روش MADM بر اساس شاخص‌های تعریف شده، راهنمایی می‌کند. طراحی این پایگاه دانش بر اساس شکل ‏2-3 است.
لو و همکاران[47] نیز مشابه پُه[46]، یک سیستم پشتیبان تصمیم‌گیری چندهدفه پیشنهاد داده‌اند که می‌تواند در انتخاب روش به تصمیم‌گیرنده کمک کند. شاخص‌هایی که پُه[46] و همچنین لو و همکاران[47] در انتخاب مناسب‌ترین روش بکار برده‌اند، بر مبنای شاخص‌هایی است که تکله[40] توسعه داده است. لی[48] نیز یک سیستم خبره ارائه نموده است که در آن ویژگی‌های روش‌های مختلف بر اساس تعدادی از شاخص‌ها ،که عموماً مربوط به کلیات روش‌ها و نیازمندی‌های اطلاعاتی آن‌ها می‌باشد، جمع آوری شده و به صورت سوالاتی با تصمیم‌گیرنده مطرح می‌گردد و در نهایت بر اساس پاسخ‌های تصمیم‌گیرنده، مناسب‌ترین روش به وی پیشنهاد می‌شود. یکی از قابلیت‌های این سیستم نسبت به سیستم‌های قبلی، پیشنهاد استفاده ترکیبی از روش‌ها در حالاتی است که هیچ روش مناسبی از بین روش‌های موجود برای مسئله تصمیم‌گیری یافت نشده است. ترکیب یا تلفیق روش‌ها بدین منظور است که از این طریق فرضیات و ویژگی‌های مسئله تصمیم‌گیری پوشش داده شود.

شکل ‏2-3. ارتباط بین روش‌ها و شاخص‌ها[46]
* مزایا و معایب
استفاده از رویکرد سیستم خبره در انتخاب مناسب‌ترین روش، مزایای متعددی