ی وجود نخواهد داشت، اگر برای عقوبت نیز باشد که با شبهه در آن مرتفع میشود و شبهه در این است که وقتی انسان به این سن میرسد چیزی از رشد در وی محقق است.
به هر حال ظاهر آیه کریمه چنین استدلالی را شامل نمیشود و تسلیم مال را معلق به تحقق رشد دانسته است نه رسیدن به سن معینی که مثلاً از نظر ابوحنیفه 25 سالگی باشد. حتی اگر امکان داشته باشد که در مقام رشد به سن مشخصی قائل شویم و بگوئیم هر شخصی که به فلان سن برسد رشید است باز در تحدید و میزان آن اختلاف وجود خواهد داشت. علیهذا قول ارجح و مورد قبول همان است که جمهور فقهاء بدان استناد مینمودند و رشد را در معنای حقیقیاش بکار میبرند.
– تعریف غیر رشید (سفیه) در اصطلاح فقهی
1) تعریف سفیه: با مطالعه اجمالی در فقه امامیه و حقوق ایران در مییابیم که حقوق ایران در اینباره از فقه امامیه تقلید نموده است و تعاریف فقهاء را برگزیده است قانونگذار ما در ماده 1208 قانون مدنی به تعریف غیر رشید یا سفیه میپردازد: “غیر رشید کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد.”
شاید بعلت اهمیت و پیچیدگی بحث باشد که قانونگذار به صراحت به تعریف غیر رشید پرداخته است. کاری که نسبت به مجنون و صغیر انجام نداده است.
در هر حال غیر رشید از نظر قانونگذار ما شخصی است که با داشتن عقل و ادراک واجد شعور و استعداد فکری کافی و لازم برای نگهداری دارایی و حقوق مالی خود نیست. لذا غیر رشید اعم از سفیه است زیرا غیر رشید کودکی را که بسن بلوغ رسیده و لیکن برشد کامل نرسیده شامل میشود.
مرحوم محقق صاحب شرایع در این خصوص میفرماید: “السفیه هوالذی یصرف امواله فی غیر اغراض صحیحه”28 بنابراین سفیه در مقابل رشید است و در این راستا قانونگذار ما به جای سفیه اصطلاح “غیر رشید” را آورده است و از آنجا که سفه، عدم رشد میباشد ما بحث رشد را در مبحث صغار مطرح ننموده تا در اینجا به تفضیل بدان بپردازیم.
البته قانونگذار ما در مورد غیر رشید به تعریف بسنده نکرده بود و اماره رشد را نیز در ماده 1209 قانون مدنی آورده بود و سن 18 سالگی را ملاک میدانست که در اصلاحات اخیر (سال 1361) ماده مذکور حذف گردید.
در اینجا به اختصار میگوئیم که سفه یعنی عدم رشد و عدم رشد از دو جهت قابل توجه است:
1- عدم رشد بدین معنی که شخص به سن کبر و رشد نرسیده است.
2- عدم رشد ارتباطی به سن ندارد و منظور ضعف قوای دماغی و فکری است که در این معنی مساوی سفه است. پس غیر رشید هم ممکن است صغیر و یا کبیر باشد.
از تعاریف فوق به این نتیجه میرسیم که سفیه عقل معاش و اداره اموال، دارایی و حقوق مالی خود را ندارد و به همین جهت از اول ذهنمان باید متوجه تصرفات مالی، اموال و دارایی سفیه باشد.