ینه لحاظ شده باشد لذا در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود .
برناردی2 و همکاران(2007) مطالعه ای با عنوان تأثیر عوامل اجتماعی بر باروری انجام دادند . هدف از این مطالعه بررسی تأثیر روابط شخصی بر تصمیمات باروری در کشورهای صنعتی غربی بود . به این منظور روش ترکیبی تحلیل کمی شبکه و مصاحبه کیفی مورد استفاده قرار گرفتند . یافته های این تحقیق نشان داد که رهیافت شبکه اجتماعی می تواند برای تبیین شکل گیری تمایلات باروری در یک کشور اروپای غربی به کار رود . به علاوه ارزیابی ذهنی پاسخ گویان از روابط خاص و تجربه ها ، رفتارها و نگرش های طرف های آنها در شبکه ، برای درک اثرات ساختارهای شبکه ای خاص بسیار مهم است(برناردی،2007ریال به نقل از صیمکانی زاده،1393).
توگانده3 (1998) به بررسی تأثیر اشتغال زنان بر باروری در مناطق شهری نیجریه پرداخته است وی این بحث را به میان می آورد که به دو دلیل اشتغال زنان تأثیر منفی مداومی را روی باروری در آفریقا آنطور که در کشورهای پیشرفته دارد ، ندارد . اول آنکه سازمان گسترده خانواده در آفریقا مادران را برای پرورش فرزندان متعددی مهیا می کنند . دوم آنکه با وجود ساختار پدر سالار اکثر جوامع آفریقایی زنان تمایل کمی به گفت و گو در مورد اتخاذ تصمیم راجع به تعداد فرزندانی که می خواهند که این امر به دلیل کنترل شوهران و یا وابستگان شوهر در فرایند باروری است (توگانده ،1998؛ ؛ به نقل از شیری و بیداریان،96:1388).
لم4 (2007) در مطالعه خود به این نتیجه رسید که تغییر موقعیت زنان از طریق اشتغال ، تحصیلات عالی ، مشارکت در تصمیم گیری های خانواده و مشارکت در فعالیت های اجتماعی تأثیر معناداری بر کاهش باروری دارد . بر اساس این تحقیق زنانی که در تصمیم گیری های خانواده استقلال بیشتری دارند در تصمیمات باروری نیز از قدرت بیشتری برخوردارند و درباره کاربرد وسایل پیشگیری قدرت بحث و مذاکره با همسرانش را دارند.
مورتی5 (2002) با استفاده از تحلیل توصیفی داده های موجود در مطالعات پیشین ، تغییرات باروری را در آسیا و چند کشور آفریقایی مطالعه می کند . در این مطالعه در کشور هند و چین به عنوان شواهدی برای کاهش نرخ باروری کل در آسیا بررسی می شوند . در کشور هند ، عامل تحصیلات زنان با باروری رابطه منفی و عواملی چون تمایل به داشتن فرزند پسر بیشتر و مرگ و میر کودکان ، با آن رابطه مثبت دارند. در آفریقا ، شهرنشینی عامل مهم کاهش باروری محسوب می شود و اعتقاد بر این است که تأثیر عواملی مانند درآمد ، مرگ و میر کودکان ، برنامه های تنظیم خانواده و سقط جنین بر باروری نیاز به پژوهش بیشتری دارد .
در تحقیقی که در کانادا توسط جنیفر6 (2000) انجام گرفت مشخص شد که طی سالهای اخیر میزان باروری بسیار کاهش یافته و حتی زیر حد جایگزینی بوده است و عوامل متعددی در کاهش تعداد فرزندان نقش داشتند. عواملی که ارتباط مستقیمی با تعداد فرزندان داشتند ، در برگیرنده مواردی از جمله تحصیلات کمتر از دبیرستان، داشتن همسر بیکار و تصور خوب تا عالی از سلامتی بودند .
کرزر و وایت7 (2008) ، در پژوهشی با عنوان مسیر ایتالیا به سوی باروری خیلی پایین ، با روش تحلیل طولی ، عوامل فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی را که باعث افت شدید باروری در این کشور بوده مورد بررسی قرار داده است . وی دلایل کاهش باروری در این کشور را روی آوردن به شیوه های زندگی مدرن دنیوی می داند . این نتیجه بر اساس نظریه های ISDT بوده که جابه جایی ارزش ها و فرهنگ از دو جهت اشاره می کند . ابتداحرکت خانواده از خانواده گرایی به فرزندگرایی و بعد حرکت از وابستگی مذهبی به سکولاریزم(دنیا گرایی) می باشد .
اکرت جف و استیر8 (2009 ) نیز در پژوهشی با عنوان ” رفتار اصولی و اقتصادی، باروری و اشتغال زنان در اسرائیل” نشان می دهد که متغییر های فرهنگی تصمیم های باروری و گرایش به فرزند آوری را تحت تأثیر قرار می دهند . اما متغیر های اقتصادی تصمیم های باروری را تحت تأثیر قرار نمی دهد(عنایت و پرنیان ،1392) .

مبانی نظری
در پژوهش حاضر مفهوم اساسی گرایش به فرزندآوری با تئوریهای مختلف پاردوکسیکالی قابل بررسی می باشد از آنجا که جامعه جهانی در برهه ای دارای تولید مثل زیاد و کاهش مرگ و میر بوده منجر به افزایش جمعیت و به اصطلاح در حال انفجار بوده است بر همین اساس بسیاری از اندیشمندان تئوریهای خود را جهت کنترل جمعیت مطرح کرده اند که می توان بعضا در نقطه مقابل نیز استفاده کرد. بنابراین در اینجا از تئوریهای مختلفی سخن به میان خواهد آمد زیرا تئوری بنیان علمی یک پژوهش را معماری صحیح خواهد کرد .