ام تازه نسبت به کلمات مهم دیگر.7

1-8-1-5- روش معنا شناسی
برای درک مفاهیم کلیدی قرآن کریم روشهای مختلفی وجود دارد که یکی از بهترین راهها برای درک معانی آن استفاده از روشهای معناشناسی است. روشهای معنی شناسی عبارتند از: معناشناسی ساختگرا( یعنی مطالعه ساخت گرایانه روابط معنایی در سطح واژه و جمله)، توصیف معنی بر اساس بافت زبانی، معنی شناسی تاریخی، حوزه های معنایی.8
الف- معناشناسی ساختگرا( یعنی مطالعه ساخت گرایانه روابط معنایی در سطح واژه و جمله)
روابط معنایی را در دو سطح واژه و جمله بررسی می کنند. روابط معنایی در سطح واژه عبارتند از: شمول معنایی، هم معنایی، تقابل معنایی و تباین معنایی. همچنین روابط معنایی در سطح جمله عبارتند از: شمول معنایی، هم معنایی ، تضاد معنایی، استلزام معنایی و از پیش نگاری.
ب- توصیف معنی بر اساس بافت زبانی.
ساده ترین موردی که یک آیه یا عبارت از لحاظ معنایی اعتبار پیدا می کند وقتی است که معنای دقیق یک واژه به طور عینی از روی بافت آن و از راه توصیف لفظی روشن می گردد و این همان تعریف بافتی یا تعریف متنی است. مثل تعریف واژه “البرّ” در آیه ذیل: (لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ السَّائِلینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاهَ وَ آتَى الزَّکاهَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حینَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (9؛ نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید، بلکه نیکى آن است که کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانى‏] و پیامبران ایمان آوَرَد، و مال [خود] را با وجودِ دوست داشتنش، به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‏ماندگان و گدایان و در [راهِ آزاد کردن‏] بندگان بدهد، و نماز را برپاى دارد، و زکات را بدهد، و آنان که چون عهد بندند، به عهد خود وفادارانند و در سختى و زیان، و به هنگام جنگ شکیبایانند آنانند کسانى که راست گفته‏اند، و آنان همان پرهیزگارانند. 10
ج- معنی شناسی تاریخی.( توضیح داده می شود)
د- حوزه های معنایی.( توضیح داده می شود)
1-8-2- معناشناسی تاریخی
در این روش مطالعه تغییرات معنایی واحدهای زبان در گذر زمان مورد مطالعه قرار می گیرد. زبان قرآن فرآیندی تاریخی داشته و شامل دوره مکی و دوره مدنی می شود و در این دو دوره تغییرات ژرفی پیدا کرده است. این تغییرات معنایی سه گونه بوده است: گسترش معنایی، کاهش یا تخصیص معنایی و تغییر مدلول.11
معنی شناسی تاریخی، عبارت ازآن نیست که تاریخ کلمات منفرد به صورت درونی ساخته شود تا از تغییر معنی آنها درجریان تاریخ آگاهی حاصل آید. این کار نماینده برداشت عمده ی قرن نوزدهم نسبت به زبان و مسائل زبانی بوده است. معنی شناسی تاریخی حقیقی، در صورتی است که تاریخ کلمات را به اعتبار کل دستگاههای ایستانی که به آنها تعلق دارند مورد تحقیق قرار دهیم، به عبارت دیگر هنگامی که دو یا چند سطح مختلف یک زبان را در مراحل متفاوت تاریخ آن که با فاصله های زمانی از یکدیگر جدا شده اند، با هم مقایسه کنیم.12
سطوح مختلف معنی شناسی در تاریخ قدیم زبان عربی عبارتند از:
1- قبل از قرآنی یا دوران جاهلی
2- قرآنی
3- بعد از قرآنی خاصه دوره عباسی.
1-8-3- معناشناسی توصیفی
مراد از معناشناسی توصیفی عبارت است از معنای اصلی و هاله ای هر واژه در قرآن کریم. مقصود از معنای اصلی معنایی است که در هر یک از استعمالات قرآنی مراد خدای تعالی است و آن از رهگذر توجه به سیاق، آیات متحدالموضوع، زمان و مکان نزول و مخاطبان قرآن شناسایی می شود. و منظور از معنای هاله ای تمامی ذهنیات و تصوراتی است که مخاطبان قرآن یعنی عرب حجاز در عصر نزول از آن واژه داشتند و این از طریق بررسی حوزه معنایی به دست می آید. حوزه معنایی نیز عبارت است ازمترادفها، متضادها و مجاورها در استعمالات قرآنی.
1-8-4- حوزه های معنایی
مجموعه ای از روابط معنایی دارای طرح در میان دسته های مختلف واژه های یک زبان، حوزه یا میدان معنایی نام دارد. مثل باد، دمیدن، وزیدن. هر واژه برای خود یاران گزیده دارد، تا آنجا که سراسر واژگان یک زبان به صورت شبکه پیچیده ای از گروه بندی معنایی بیرون می آید. و باز کردن این شبکه از وظایف مهم معنا شناسی است. مثلا در قرآن مفعول دستوری واژه افتراء اغلب واژه کذب است. به این دو واژه، واژه ظالم نیز ملحق می شود. و این واژگان یک حوزه معنایی را تشکیل می دهند.13
فصل دوم
معنا شناسی تاریخی واژه قرب و مشتقات آن
در این فصل به معنا شناسی تاریخی واژه قرب و مشتقات آن می پردازیم، تا مشخص شود که این واژه چه تطورات معنایی پیدا کرده است ؟ معنای اصلی و حسی و اولیه آن چه بوده است؟ معانی غیر حسی و معنوی آن چیست؟ معنای آن در دوران جاهلی و قرآنی و پس از قرآنی چه بوده است؟ در اشعار جاهلی به چه معنایی آمده است؟
2-1- دخیل یا اصیل بودن واژه قرب و مشتقات آن
واژه قرب و مشتقات آن جزء واژگان دخیل محسوب نمی شوند، به جز واژه قُربان که آرتور جفری در واژگان دخیل خود از آن به عنوان یکی از واژگان دخیل یاد کرده است.
آرتور جفری در مورد واژه قُربان می نویسد: قربان به معنی قربانی یا چیزی است که به خداوند پیشکش می شود. واژه قربان در آیه 183 آل عمران و آیه 27 مائده آمده است، هر دو آیه به داستانهای عهد عتیق اشاره دارند. در سوره آل عمران به جنگ میان ایلیا و کاهنان بعل اشاره شده؛ ولی در همه تفاسیر اسلامی مطالبی غیر از آنچه آرتور جفری اظهار کرده آمده است و دیگری مربوط به نذورات هابیل و قابیل است. اکثر مراجع اسلامی بر این باورند که آن لغتی کاملا عربی و بر وزن فُعلان است. مطمئنا این لغت از ریشه قرب به معنای نزدیک گرفته شده است . لکن آن را در مفهوم کنونی تنها در زبان آرامی یافته ایم و احتمالا از همان جا به دیگر زبان ها راه یافته است. نولدکه حدس می زند که این واژه از آرامی به زبان حبشی منتقل شده است ، البته در سنگ نوشته های عربستان جنوبی نیز آمده، و بی تردید از همان اصل و ریشه است. در قرضی بودن این اصطلاح شک نیست؛ زیرا در ابیات کهن عربی نیز کاربرد داشته؛ لکن هرشفلد این لغت را ماخوذ از عبری می داند و این در حالی است که اسپرنگر آن را آرامی می داند و احتمال سریانی بودن آن نیز مطرح است. همچنین فرانکل ارنس طرفدار اصل و منشا یهودی برای این واژه است.14
ولی زبان عبری خواهر زبان عربی است و زبان آرامی هم مادر هر دو؛ بنابراین به صرف این که واژه قُربان در زبان عبری یا آرامی هم هست، نمی توان گفت که آن دخیل است. دخیل یعنی این که واژه ای به طور کلی به زبان دیگری تعلق دارد و آنگاه از آن زبان به زبان دیگر منتقل می شود. مثل انتقال واژه فردوس از زبان فارسی. به همین جهت آن در زبان عربی نه اشتقاق دارد و نه کسره و تنوین. به نظر ما لفظ قُربان اصیل است و بحث آن در ادامه می آید.
2-2- معنای وضعی و اولیه واژه قرب و مشتقات آن در دوره جاهلی
در این بخش باید در جستجوی این مطلب باشیم که قرب و مشتقات آن در دوره جاهلی چه معنا و مفهومی داشته است؟ معنای اساسی و نسبی آنها در دوره اسلامی و جاهلی چه تفاوتی داشته است؟ معانی نسبی آن در دوره جاهلی کدامند؟ معنای اساسی آن چیست؟ برای رسیدن به این سئوالات می توانیم از زوایای مختلف این واژه را بررسی کنیم، از دید و تصور مشرکانه، از دید جهودان و ترسایان، از دید حنیفان دوره جاهلی، حتی بدون این زوایا فقط از طریق خود قرآن می توانیم به مفاهیم قرب در آن زمان دست یابیم.
در معنا شناسی تاریخی با فرض اینکه یک لغت اصیل است، برای اینکه معنای اصلی و اولیه آن را شناسایی کنیم، باید تمام موارد کاربردش را در تمام مشتقهایش بررسی کنیم؛ به همین منظور در این قسمت مشتقات واژه قرب را در کتب لغت بررسی می کنیم. قرب به صورت مشتقات اسمی و فعلی مجرد و مزید در کتب لغت آمده است که به توضیح آنها می پردازیم.
2-2-1- مشتقات مجرد قرب
مشتقات اسمی مجرد قرب عبارتند از: القُربُ؛ القَرَب؛ القِـربَه؛ القُرُب؛ القُرَب؛ قُربی؛ قریب؛ المَقربه؛ القورب؛ المَقرَب؛ قِربان؛ قَربان؛ قُربان؛ قِراب؛ قارِب و قَرَبَ یَقرب.