عیین شده .به بیان دیگر اثربخشی نشان می‌دهد که تا چه میزان از تلاش‌های انجام شده نتایج مورد نظر حاصل شده است (دفت،1388) .
افزایش سطح آگاهی: ارتقای میزان اطلاعات و دانش افراد در حوزه های مختلف اجتماعی ،سیاسی ،فرهنگی ، اقتصادی و…
رضایت مخاطب: رضایت احساس مثبتی است که در فرد پس از استفاده از کالا یا دریافت خدمت ایجاد می شود.
نگرش مثبت: یک حالت عاطفی و درونی مثبت ، نسبت به یک موضوع است که مبنای عمل فرد نسبت به آن موضوع می شود (رابینز،1378) .
انگیزه: تمایل به انجام کار است و درگرو توانایی فرد ،تا تا بدان وسیله نوعی نیاز تامین گردد (رابینز ،1378) .
کیفیت برنامه ها: وجود ویژگی هایی در برنامه ها یا خدمات که نیازهای مخاطبان را پاسخ می دهد و موجب رضایت مخاطب می گردد.
همراستایی با فرهنگ جامعه: یعنی هم جهت بودن و هماهنگی بین ارزش ها و باورهای ارائه شده در برنامه ها با ازرش ها و باورها، رسوم وآداب مورد قبول مردم یک جامعه.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه :
هر چه بر اهمیت وسایل ارتباط جمعی در جوامع افزوده شده، هم خود آنها و هم فرآیند ارتباط جمعی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. رسانه های جمعی امروزه عنصر جدایی ناپذیری از زندگی بشری مبدل شده اند که در تمامی عرصه های آن از اقتصاد گرفته تا سیاست و فرهنگ نقش بی بدیلی ایف می کنند.آنها یکی از مهم ترین عاملان تغییر اجتماعی در جوامع محسوب شده، بی تردید رشد و گسترش رسانه ها و شبکه ها در چند دهه اخیر به لحاظ تعدد و تنوع، مسئله رقابت را برای سازمان های رسانه ای بیش از گذشته مطرح ساخته. این سازمان ها در چنین شرایط پر فشار رقابتی نیازمند مدیران، سیاست گذاران و استراتژیست هایی بودند که با تدوین و اجرای راهبردهای رقابتی پیشتاز عرصه رقابت باشند. تحت چنین شرایطی توجه به بعد مدیریتی سازمانهای ارتباط جمعی در کانون توجه صاحب نظران قرار گرفت، مدیریت برنامه بخشی از مدیریت رسانه است که خود از سویی محصول تخصصی شدن علم مدیریت نیز محسوب می شود. رشته مدیریت رسانه، زیر مجموعه گروه علوم ارتباطات اجتماعی است با گرایش های مختلف. مدیریت رسانه از جمله مدیریت رادیو و تلویزیون می تواند اهداف سازمان را به صورت حقیقی و منطبق با نیازهای جامعه طراحی کند. بر اساس الگوی مدیریت رسانه ای پژوهش حاضر نیز بر آن بوده به اثر بخشی نقش مدیریت بر نیروی انسانی (سازماندهی نیروها، ارتباط کارکنان) سازمان صدا و سیما و برنامه های آن (گرایش موضوعی برنامه ها، تنوع برنامه ها، فنون تکنولوژی ساخت برنامه ها و زمان ارائه برنامه ها) بپردازد.
2-2- مبانی نظری پژوهش
2-2-1- اثر بخشی
صاحبنظران و محققان معتقدند که اثر بخشی ، موضوعی اصلی در تمامی تجزیه و تحلیل های سازمانی است و تصور سازمانی که شامل ساخت اثر بخشی نباشد ، مشکل است. آنان توجه به موضوع اثربخشی سازمانی را باعث توسعه تئوری های سازمانی ذکر می کنند و اثر بخشی را موضوع اصلی در فضای عملی نیز می دانند. تلاش برای اثر بخشی وجه اشتراک اصلی هم? برنامه های اجرایی است به گونه ای که اکثر تحقیقات انجام شده در حوزه ی سازمان و مدیریت ،آگاهانه یا نا آگاهانه مستقیم و یا غیر مستقیم به آن پرداخته اند ( هال و ریچارد ، 1376).
واقعیت آن است که سازمان با فشارهای گوناگون با عوامل متعدد و محدود کننده هدف های متناقضی رو برو بوده است که به ناچار باید به هم? آن ها به نحو مطلوب و متناسبی پاسخ گوید . همچنین ملزم است چارچوب های زمانی متفاوتی را در نظر آورد و با عوامل داخلی و خارجی گسترده و غالباً متنوعی در ارتباط باشد . از این رو پدیده اثر بخشی مفهوم گسترده ای به خود می گیرد و داراری ابعاد گوناگونی می شود.
2-2-1-1- مفهوم اثر بخشی
مفهوم اثر بخشی بسیار عمیق بوده و شاخص های مختلفی برای سنجش آن وجود دارد، بر اساس تحقیق کامرون و وتن2 یک تعریف واضح و روشن برای اثر بخشی نه وجود دارد و نه قابل قبول است. از دیدگاه این دو محقق گسترش و پیشرفت چارچوب های کارایی از گسترش تئوری آن با ارزش تر است )دراگنیدز، 2006).
منظور از اثربخشی درواقع بررسی میزان موثر بودن اقدامات انجام شده برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده است. به عبارتی ساده تر در یک مطالعه اثربخشی، میزان تحقق اهداف اندازه گیری می شود. اما به نظر می رسد برای تعریف مفهوم اثربخشی می‌بایست گامی فراتر نهاد، به این معنا که اثربخشی هنگامی در یک دوره آموزش حاصل خواهد شد که اولاً نیازهای آموزشی به روشنی تشخیص داده شود. ثانیاً برنامه مناسبی برای برطرف ساختن نیازها طراحی شود. ثالثاً برنامه طراحی شده به درستی اجرا گردد و رابعاً ارزیابی مناسبی از فرآیند آموزش و درنهایت دستیابی به اهداف انجام شود.
واژ? اثر بخشی را با کارآیی یکی دانسته اند . اگرچه بین این دو تفاوت قائل شدند ولی مطالعاتی که روی اثربخش و کارآیی انجام شده است نشان می دهد که مرز کاملاً روشن و دقیقی بین دو اصطلاح فوق وجود ندارد.
میر کمالی به نقل از اتزیونی3 اثر بخشی را تحقق اهداف، کارآیی را میزان استفاده از منابع برای دستیابی به یک واحد از برونداد4 تعریف می کند (میر کمالی، 1375) .
از جمله اولین کسانی که میان مفهوم اثر بخشی و کارآیی تفاوت قائل شده “بارنارد “را می توان نام برد. او معتقد بود که اثر بخشی سیستم گراست و مربوط به تحقق اهداف سازمان می شود و کارآیی فردگراست و مربوط به احساس رضایت افراد از عضویت در سازمان مطبوعشان می گردد (پرداختچی، 1375) .
پیتر دراکر5 یکی از صاحبنظران مشهور مدیریت ، اثر بخشی را “کار درست انجام دادن” و کارآیی را” کارها را درست انجام دادن “تعریف کرده است .
اثر بخشی یعنی انجام کارهای درست به نحوی که بطور دقیق متناسب با هدف باشد و کارآیی یعنی انجام درست کارها و توانایی به کارگیری حداقل منابع برای دستیابی به اهداف سازمانی،کارآیی یعنی انجام دادن کارها به نحو شایسته یا مناسب و اثربخشی یعنی انجام دادن کارهای شایسته و مناسب ( درویش ،1377) .
اثر بخشی و کارآیی مقوله گسترده ای است و به عوامل مختلف و متعدد درون سازمانی و برون سازمانی بستگی دارد . لذا تفکیک و مشخص کردن مرز بین کارآیی و اثر بخشی مشکل است. با این حال ما بین دو واژه تفاوت قائل هستیم و اثر بخشی را انجام کارهای درست یا نادرست انجام دادن می دانیم به نحوی که به تحقق اهداف بی انجامد و کارایی توانایی به کارگیری حداقل منابع و امکانات در جهت نیل به مقاصد و اهداف است(دیوید،1994) .
بهره‌ وری، حاصل جمع برداری کارآیی و اثربخشی است که نشان می‌دهد یک سازمان به چه صورت منابع خود را در راستای دستیابی به اهداف به کار می‌گیرد .به این ترتیب، بهره‌وری را می‌توان به صورت “انجام درستِ کار درست” تعریف کرد (بهره وری = کارایی + اثربخشی)6.
2-2-1-2- تعاریف اثر بخشی