هکارهای عملی حفظ محیط زیست در سطح جهانی مطرح شوند.
رحمتی18، در پژوهش خویش به بررسی نسبت دین و محیط زیست پرداخته است. به باور وی رابطهی دین و محیط زیست یک رابطه روانشناسانه میباشد و نمیتوان یک رابطه علّی میان آنها یافت. یافتههای پژوهش یاد شده نشان میدهند باورهای دینی بر رفتارهای زیستمحیطی در سطح فردی و اجتماعی مؤثر است. از این رو برای برقراری ارتباط میان دین و محیط زیست در دنیای معاصر، به حلقه واسطی چون اخلاق زیست‌محیطی نیاز است. مراد از چنین رابطه‌ای این است که دیدگاه دینیِ شخص لزوماً در نوع رفتار و رویکرد او نسبت به محیط زیست تأثیر بگذارد و رفتار و رویکرد افراد یا جوامع نسبت به محیط زیست، بازتاب موضع دینی آنان باشد. در نهایت برای تعیین علت یا عللی برای بحران محیط زیست، باید در جایی غیر از دین و اعتقادات دینی به جست‌و‌جو پرداخت. در واقع ریشهی بحرانهای زیست محیطی در مسائلِ برآمده از تغییرات اجتماعی دوران معاصر است.
بهرامپور19 در پژوهش خویش، به بررسیِ رابطهی دین و محیط زیست پرداخته است. با وجود ارائهی اطلاعات کلی در باب بحران محیط زیست و اشاره به ریشههای این بحران، عمدهی تمرکز پژوهش، بر موضوعِ “اخلاق محیط زیست” و نیز “طبیعت در ادیان” است بدین معنا که به هماهنگیِ آموزههای ادیان با طبیعت پرداخته است یعنی با ذکر ادیان رایجِ جهان، به رهنمونها و تعالیمِ این ادیان درباب طبیعت و حفظ محیط زیست اشاره شده است. براساس نتایج این پژوهش، بحران محیط زیست ریشه در تفکر و عملکرد مدرن داشته است و این بحران، بحرانی معنوی و اخلاقی است و راه مقابله با بحران، تغییر رفتار انسان (تغییر مبنایی) نسبت به طبیعت و محیط است. از همین رو وجود اخلاق زیست محیطی که این هدف بر اساس هنجارهای آن تأمین میشود ضروری است.
ایزدی20، در پژوهش خویش با استفاده از روش اسنادی، به بررسی رابطهی فلسفه و اخلاق با محیط زیست پرداخته است. برای این منظور بنیادهای شکل دهنده مسائل زیستمحیطی و بحران رو به رشد آن را با اشاره به چیستیِ بحران محیط زیست که امروزه ادعای بحرانی بودن آن مطرح میباشد، تبیین نموده است. یافتههای پژوهش یاد شده نشان میدهد، پیریزی اخلاق براساس همان بنیادهایی که سبب بروز بحران شده است، نه تنها مفید و مؤثر نمیباشد بلکه منجر به بروز معضلات بیشتری خواهد شد. به باور وی، قبل از هر برنامهریزیِ اخلاقی باید آموزش انسان متحول شود.
عزیزی21، در پژوهشی میانرشتهای با بررسی علوم قرآن، حدیث، فلسفه، محیط زیست و با تمرکز بر اخلاق زیستمحیطی و نیز دین اسلام – از آنجا که دینی همه جانبه است و به مسائل زیست محیطی توجه ویژه دارد- درصدد کشف ارتباط دین و اخلاق، اخلاق، فلسفه و محیط زیست برآمده است. هدف از این پژوهش، معرفیِ نظرات اسلام و شریعت پیامبر خاتم، برای پاسخ به بحران محیط زیست بوده است. براساس یافتههای این پژوهش، اخلاق، بهترین راه حل برون رفت از بحران زیستمحیطی کنونی معرفی شده است. همچنین پژوهش یاد شده تعالیم اسلامی را بهعنوان یک الگوی جامع پیشگیری از مسائل زیست محیطی و نیز حفظ و آبادانی محیط زیست معرفی نموده است.
بیدهندی و همکاران22، در پژوهش خویش با تحلیل آموزه‌های موجود در ادیان توحیدی، نقش آموزههای دینی در حل بحران زیستمحیطی را بررسی نمودهاند. هدف از پژوهش یاد شده پاسخ به این سؤال میباشد که نقش انسان در ایجاد فساد و شر، اعم از طبیعی یا مابعدالطبیعی، چگونه بوده است. یافتههای پژوهش مزبور نشان میدهد که دین با گسترش اخلاق زیستمحیطی و ارائه الگوهای ارتباط با محیط زیست، طبیعت را برای همیشه از نابودی نجات خواهد داد. زیرا براساس آموزههای دینی، طبیعت موجودی زنده و مقدس است. درعین حال، با نگاهی کلنگر و سیستمی نه تنها طبیعت در تقابل با بخش دیگر از هستی یعنی انسان قرار نمیگیرد بلکه جزئی از وجود انسان تلقی میگردد. همچنین، استفاده و بهرهمندی از طبیعت نباید به استثمار و بهرهکشیِ ددمنشانه تبدیل گردد، بلکه ورود انسان به این بخش از هستی باید با نگاهی تعاملی صورت گیرد.
گرگیزاده23، در پژوهشی توصیفی- تحلیلی، با طرح ضرورت اخلاق زیستمحیطی، ابعاد این ضرورت را از دیدگاه اسلام و اندیشمندان پس از رنسانس بررسی نموده است تا بتواند به رهیافت مناسبی برای پاسخ به مسائل زیست محیطی دست یابد. این پژوهش با بررسیِ آموزههای اسلامی و اندیشمندانِ پس از رنسانس و با فرض همهجانبه بودن تعالیم قرآن، نگاه اسلام را نگاهی نجاتبخش برای پاسخ به بحران زیستمحیطی میداند، در حالیکه دیدگاه اندیشمندانِ پس از رنسانس جامعیت و کفایت لازم را برای پاسخ به همهی مسائل زیست محیطی ندارند. یافتههای پژوهش مزبور نشان میدهد که اخلاق دینی و پایبندی به دستورات الهی، انسان و سایر موجودات را از بحران یاد شده نجات میدهند.
قاسمی24، در پژوهش خویش مسأله محیط زیست و پاسخ به آن را در دیدگاه سیدحسین نصر بررسی نموده است. براساس دیدگاه نصر، راهحلهایی که از علوم مختلف برآمده است در پاسخ به بحران محیط زیست مؤثر نمیباشند، زیرا خودِ این علوم زمینهساز بحران محیط زیست بودهاند. نصر برخلاف دیگر دانشمندان بهجای رویکردی علمی، رویکرد مابعدالطبیعی را برگزیده است. یعنی بررسی بحران زیست محیطی را در چارچوب یک سنت وحیانی دنبال نموده است. ارزیابی پژوهش یاد شده گویای آن است که نصر در رابطه با بحران محیط زیست و نقش دین در حل آن، استدلال و بیان روشنی نداشته است و در عین حال برای حل بحران ایدهای ارائه نکرده است. با این حال، با فرض پذیرش دیدگاه نصر، راهحل وی نیاز به زمان دارد درحالیکه بحران محیط زیست نیاز به راهحل فوری دارد. همچنین علیرغم پذیرش ضرورت الاهیات محیط زیست، باید توجه داشت که دیدگاه مزبور به تنهایی نمیتواند مشکلات دنیای مدرن را برطرف نماید.