می‌گیرد. رستم به انتقام خون سیاوش توران زمین را ویران کرد. “گاه کار ارضا حس انتقام به جایی می‌کشد که مثلاً گودرز پس از کشتن پیران به کین سیاوش و پسران خود خون او را می‌آشامد” (ر.ک. صفا، 1387: 254).
2- خارق عادات: کارهای شگفت آنگیز از پهلوانان در شعر حماسی چنان است که لازمه‌ی هر حماسه‌ی ملی است. رستم به درجه‌ای عظیم خلقت است که هنگام نشستن یک سر از کسانی که نزد او ایستاده‌اند بلندتر است:
“از آن کس که بر پای پیشش بر است نشسته به یک سر از او برتر است” (فردوسی)
افراسیاب با قامتی هشتاد رشی خود از بلندی رستم به حیرت می‎افتند و همین جثه‌ی عظیم رستم مایه‌ی آن گشت که برای بیرون کشیدن او از شکم مادر پهلوی آن شیرزن را شکافتند. توانایی رستم به درجه‌ای است که درختی را مانند علفی از زمین کند و نره گوری را بر آن کباب می‌کند.

5- قهرمان آفرینی در شعر حماسی:
شاعر با آفریدن ابر انسانی که جامع صفات نیک و پسندیده است در پی بازگو نمودن آمال و آرزوهای یک قوم و ملت می‌باشد. هرچند رستم تنها زاییده‌ی تخیل شاعر نیست ولی فردوسی آن را رستم داستان می‌کند. یا در شعر ظهور آتشی با قهرمانانی روبرو می‌شویم که می‌آید و “ننگ پر شقاوت جط بودن را/ از دامان عشیره، بشوید/ و عدل و داد را مثل قنات‌های فراوان آب/ از تپه‌های بلند گزدان/ بر پهنه بیابان جاری کند” (آتشی، 1386: 242).
اخوان ثالث در قهرمان آفرینی به نوعی یأس و دل‌مردگی می‌رسد و جواب صدای نالنده‌ی قهرمان را در غار شنیده است که “غم دل با تو گویم غار بگو آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست؟ صدای نالنده پاسخ داد:….آری نیست” (محمدی آملی، 1380: 374).

6-اسطوره‌ها در حماسه:
مردمان فلات قاره‌ی ایران روایات متعدد از قدیم که به صورت حقایق مذهبی و ملی بوده سینه به سینه به صورت شفاهی محفوظ داشته‌اند. قصص خاندان بزرگ قدیم که در دوره اشکانی مانند خانواده‌های گیو و گودرز، که بوده‌اند و بصورت داستان‌های خواندنی امروزه درآمده‌اند از آن جمله‌اند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود